میگن یه گوشه یارو استخر داغ داره
یکی دیگه بی آبه دود چراغ داره
یکی اگه مریض شه راه نداره به جائی
یکی پزشک مخصوص برای زاغ داره
دولت بگه : چی خوردی نصف پولش رو می دم
کسی که نصفو نداشت حکم الاغ داره
یک دهمو نداشتم هزار هزار تا کاشتی
دنیا فقط برا تو میوه تو باغ داره
بگو بیای دماوند هزار تومن می گیری
چطور بیاد کسی که پای چلاغ داره
بازم دوباره کافشین گرفته حال رندو
زرنگه شد کلافه دست تو دماغ داره
تصویر تزئینی 
بر قوم هزار دف شرف دارد بید
در رقص و جنون خود هدف دارد بید
سر خم نکند به هر صدائی که رسد
صد ساحل راز با علف دارد بید
هشتاد و هشت هشت هشت است
هشتم امام عاشقان آمد، شوی مست
تبریک بر یزدان بر این عبد خدائی
تبریک بـر پــیغمبـران آشــنـائی
..............
یک کاسه خواب ریخت به روی کتاب مشق
یک استکان ترانه برایت شکسته بود
خوابم کنار پنجره افتاده مثل سنگ
از بس که بال بخت من از اوج خسته بود
یک ذره هم تخیل من پا به ماه شد
از بس که با بهانه فردا نشته بود
امروز جای جام تو خمیازه می کشم
دیشب به روی من در میخانه بسته بود
یادش به خیر انجمن شاعران خواب
خرما نداده رفت کلاسی که هسته بود
ای کاش کفتر نَفَس شعر کافشین
این بند خواب را ز خیالش گسسته بود
در این دنیای وارونه دلم یک برکه غم دارد
که یک دریا خطا دنیا ، که یک دنیا ستم دارد
بلای خانمان سوزی است آب و آتش دنیا
بلا نسبت ! فقط عاشق ! در این دریا بلم دارد !
طنین اره برقی ها هزاران برگ را سوزاند
کنون هر بی هنر کاغذ و هر بی بر قلم دارد
شجر شد سبز شد جلبک و بعد از مرگ پروانه
هزاران ادعا بلبل به بانگ زیر و بم دارد
جهان و جام جم در دست ضحاک است و اهریمن
می خونبار می ریزد به هر جامی که کم دارد
تن قصاب شد تندیس آزادی !! نمی دانم برای چه
برای ایـن کــه شــــاید او ســـر آزاده هــم دارد !
برای کافشین اینجا سوال بی جوابی هست
که کی از راه می آید بهاری که علم دارد
فرعونیان را هتک الاقصی مبارک خوابیدگان را خفت فردا مبارک
باشد سعود از دره های بت پرستی عبدالهبل های یهودا را مبارک
قتل علیُّ و محسن و ام حسن ها آن شیعیان بی تبرا را مبارک
شد قبله گاه اول اسلام تسخیر بر سبز پوشان وطن دارا مبارک
این افتضاح نامسلمانان مغرور بر مدعی های دروغ آرا مبارک
عکس از taghribnews تقریب نیوز

گر به تن رخت آهنت باشد همچو روئین تنان تنت باشد
خود فریبی مکن که خودکُشی است لکه ننگ دامنت باشد
این دغل نغمه دموکراسی راست گویم که چپ شد از لاسی
نیست در قید و بند قانونی نسخه اهل سلطنت باشد
کاخ ضحاک مار دوش و شما ؟ فتنه یک وطن فروش و شما ؟!
با چنین نهضتی یقین دارم خون صد کاوه گردنت باشد!
ای عوامی که سبز می پوشی شیر خر از گراز می دوشی
سبز کردی کلاه استادی این سر ساده دشمنت باشد
خلق را اینچنین که می خواهی اینچنین بی حساب و آگاهی
ناگهان بهر نان شوی مهمان میزبان خصم میهنت باشد
پس بیا تا طلوع آزادی یک سحر عاشقانه اشک بریز
تا شود شر فتنه ها کوتاه ،کافشین - وقت مردنت باشد
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
عرضه کردم دو جهان بر دل دنیا دیده
به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
واقعا سرّ تو ای خواجه شیراز چه بود
شده مانا همه آن شعر که کلک تو سرود ؟
تیمی که آروس داره
جر زنی رو دوس داره
کم بیاره اولش
ناله ناموس داره
بعد بگی چند چند شدیم
کارای معکوس داره
ناز نازی و تنبله
آدمای لوس داره
حرفی تو کیسه اش نبود
حرف خر روس داره
مثل کوالا هوا ی اکالیپتوس داره
دغدغه مهمونو فرش مرینوس داره
باز چه قدر بهتره از شر تکبیر اون
هر کی کلیسائیه صدقی تو ناقوس داره
باز خدا کاف شین شعر خذعبل سرود
این روزا تو شاعری لنگی ملموس داره







