تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً  اشعار کافشین سلام عليكم به وبلاگ اشعار و نوشته هاي ادبي كافشين خوش آمديد آرزومند لحظاتي پربار و خدايي براي شما كاربر عزيز هستم با توجه به امكان عدم حضور متصل بنده و يا پيش آمدن وقفه هميشگي در آن از شما مي خواهم جسارت بنده را در مقيد شدن پست نظرات كه پنجره اي به زيبايي هاي روحي شماست به تأئيد را ببخشيد دستبوس شما و همه هموطنان خدايي ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ WWW.KAFSHIN.BLOGFA.COM & WWW.K.BLOGSKY.COMــــــــــــ شمارش معکوس با انگشتان مرگ
دفترچه اشعار کافشین


به رد پای بلندت که روی دوش شب است

همیشه نام علی زادگاه تاب و تب است

تو خانه زاد خدایی قسم به بیت عتیق

که تار موی سرت برتر از هزار لب است


اس ام اسی برای امروز 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

 

سلام بر شما

با عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت بی بی فاطمه هرا سلام الله علیها و سوم تیر

اخرین سروده ام رو در مورد تفرقه تقدیم می کنم:


 

 

هست شیطان جانیی  سابقه دار

بهر اغفال  من و تو بی قرار

 

در کلاس تفرقه  اولاد او

می شنیدند از لبش  اوراد او

 

نسل انسان را فقط  تنها کنید

با غرور و کینه  از هم وا کنید

 

از نژاد و جنس برتر دم زنید

با منم آتش به این آدم زنید

 

داد مردان را بگیرید از زنان

از حقوق زن شود کر آسمان

 

زن مگر ماشین اولاد آوریست

مرد پر قدرت ذلیل دیگریست

 

زن چرا اینجا مطیع شوهر است

مرد حمال است آیا یا خر است

 

مرد بی زن یا زن بی مرد را

باد خواهد برد فردِ فرد را

 

ترکها در چنگ شیرازی اسیر

گشته ایران مال ترکان ای بصیر

 

ترکها تا حال حاکم بوده اند

فارس ها ما را معلم بوده اند

 

این عرب غارتگر تاریخ ماست

فارس آن اسلام را داده هواست

 

کردها مظلوم سه کشور شدند

بختیاری ها چرا کمتر  شدند

 

بود ایران ملک ایرانشهریان

سیستان مسدود شد همشهریان

 

سنیان در سنت پیغمبرند

شیعیان بی دین و گبر و کافرند

 

یا نوشته بر در باغ جنان

غیر شیعه کافرند آن دیگران

 

دیگران ظالم ترین در عالمند

ما فقط خوبیم مای مستمند

 

آریایی ها نژاد برترند

دیگران هم بربری هم بربرند

 

غرب وحشی، غربیان بی مادرند

شرقیان را می شناسم من خرند

 

سیستان دریای عمان تا به کی

یا خلیج از آن ایران تا به کی

 

ارتشی ها برترین رزم آورند

از سپاهی ها همیشه برترند

 

یا که آمار شهیدان سپاه

ده برابر بیشتر شد کن نگاه

 

روستائی ها عوام و مسخره

شهریان بی عار بی کار و سره

 

آخر ای ملت چرا حاجی قوام

حاج آقا بنشین عبادت کن تمام

 

سالمندان اهل دنیایی دگر

یا جوانان در گناهان غوطه ور

 

گر شود بنزین مزدایی تمام

رنگ آبی نیست قرمز را به کام

 

آری این شیطان بزرگ و کوچکش

پر طرفدار و خریدار و تکش

 

روز  و شب در فکر نابودی ماست

دائما در فکر مردودی ماست

 

تا غرور حرص و ترس و کینه را

سربرد گیرد صفای سینه را

 

جمله ادیان به جز یک کیش نیست

خالقی جز حی داور بیش نیست

 

شیعه و سنی و ترک و گیلکش

از عرب تا فارسی و ازبکش

 

مخزن مردان مرد عاشق اند

شیرزن خیزان پاک لایق اند

 

ملک قزوین از رجایی گشته بام

موطن علامه و قائم مقام

 

باشد آذربایجان سالار ما

چون سر ایران بود سردار ما

 

چون صحاح سته سنی نویس

رافضی بودند و ایرانی و خیس

 

نیست جائز  سخره بر خلق خدا

تا نگردد خشکسال ارض و سما

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت دوشنبه سوم تیر 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 

 

از زمان تأسيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي واژه هاي بسياري به جاي مشابه انگليسي يا عربي اش پيشنهاد شده است  مثلا به جاي هلي كوپتر بگوييم چرخ بال يا بالگرد و يا مثلا به جاي استفاده بگوييم بهره گيري يا به جاي انشآء الله  بگوئيم اگر خدا بخواهد و ...

البته با وجود اين كه فرهنگستان انتساب بسياري از اين واژه ها را به خود نمي پذيرد هنوز خيل اين گونه واژه ها روز به روز بيشتر ميشود و تقريبا هيچ مرجع صلاحيت داري كنترل ورود اين واژه ها را به دست ندارد

به قسمتي از اين واژه ها دقت كنيد

ميدان مسابقه : آوردگاه – حريف : هم آورد – كامنت : نظر و...

 

ناتواني اين واژه ها در حصر و دلالت معني:

اگر به زعم نمايندگي مشت براي خروار سراغ واژهاي مذكور در بند فوق برويم مي بينيم كه موازي يا متضاد بودن با يك ما به ازاي ديگر يا ضعف  در دلالت معني از مشخصه هاي اصلي اين واژه ها است

مثلا آنچه مصطح و رايج است استفاده از كلمه حريف در ازاي كسي كه با شما مسابقه مي دهد است در حالي كه اين مسايقات قاعدتا هيچ گاه خصمانه نيستند استفاده از واژه باستاني آورد «به معني رزم» براي آنها توصيه شده است  و يا استفاده از عبارت مبارزات انتخاباتي به جاي رقابت هاي انتخاباتي و ...

مضاف بر وجود انگيزه هاي صهيونيستي و تفرقه انداز كه براي اين گونه اقدامات دور از ذهن نيست بعضا انگيزه هاي تخريبي صهيونيستي ديگري هم بالاي سر اين كار ديده ميشود و آن به استيصال كشاندن زبان فارسي است

به خوبي مي دانيم كه زبان فارسي بعد از حدود 200 سال تسط كامل زبان عربي دوباره در سبك خراساني سر برآورد و به طرزي برتر از همه ادوار زبانشناسي خود خود نمايي كرد و اين دقيقا بعد از حدود دويست سال حاكميت مطلق زبان عربي در ايران به وقوع پيوست ،در حالي كه بيشتر واژگان فارسي عربي شده بود البته نسبت دادن اين مسأله به فردوسي سخن سنجيده اي نيست زيرا كه اين سره گويي تقريبا غير عمدي فارسي حدود صد سال قبل توسط شاعران معروف ديگري آغاز شده بود

 

پس ناگفته پيداست كه مشكل اصلي زبان فارسي نه ورود واژه هاي غير بومي بلكه استفاده از واژه هاي نوظهور غلط و به قهقرا رفتن زبان محاوره اي و فرهنگستاني ماست

 

در پايان از شما دعوت مي كنم از واژهاي قسمت بدون شرح اين مقاله بازديد كنيد:

 

 

آپيدم – آپم – عشقولانه است – با فرهنگ – چرخ بال – كش لقمه – دراز لقمه – بزرگداشت به جاي احترام ! – ماندن به جای اقامت -  انفرادی را بگو تنهایی )به جون خودم اين قسمت را در يك وبلاگ با مايه هاي فارسي را پاس بداريم ديدم) پس عبارتهاي زير را هم خواهيم داشت : سلاح تنهايي ! آوردمان تنهايي ! فلوره تنهايي ! رزم تنهايي!؟ و ..

 

و يا پايگاه اينترنتيپارسي را پاس بداريم كه نصف نوشته هايش انگليسي است كه مي فرمايد به جای انتقاد کردن بگو خرده گیری - خرده گرفتن!؟ در حالي كه كاملا غلط است چون خرده گرفتن در كاربرد قدما به معني عيب گرفتن استفاده شده در حالي كه انتقاد يعني خوبي و بدي اثر يا فردي را به قصد برطرف كردن معايب نشان دادن

و يا همان پايگاه اينترنتي عبارت هماورد را به جاي حريف پيشنهاد مي كند كه تعجب آور است كه قبلا تشريح شد

 

البته بايد به خاطر داشت اكثر معايب زباني ما به خاطر كلاس گذاشتن هاي همين آقايان است مثلا در وبلاگ سابق الذكر كه از دوستان ماست نوشته شده فعلا نمي توانم آپ كنم!!! مرا ببخشيد و لابد بايد در اين قسمت پرتقال فروش را پيدا بكنيم و مطلوب است محاسبه خيلي چيزاي ديگه

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

  آخرش وضع طوري شد كه به ياد بيارم اين چند كلمه معروف و غريب رو :

با دلي پاك و قلبي مطمئن و ضميري اميدوار به ]رحمت[ خداوند از محظر شما برادران و خواهران مرخص ميشوم و .....

وقتش نشده از خودمون بپرسيم چقدر آمادگي پيدا كرديم براي خداحافظي!!

 

در درباني دانشگاهي كه 7 سال در آن درس خوانده بودم ديدم  نوشته بود:

 

 

بگذاريد و بگذريد

ببينيد و دل مبنديد

چشم بيندازيد و دل مبازيد

كه دير يا زود

بايد گذاشت و گذشت

هر آمدني را رفتني است

و هر انتصابي را عزلي

خوشا به حال آنان كه در طاعت خالقند و در خدمت مخلوق


اين وبلاگ به طور كامل به آدرس جديد خود کافشین.بلاگ اسکای در مجموعه قرن 15منتقل شد

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 

 

دیگر بهانه سفرم را من نگیر

حاجت نده دو چشم ترم را زمن نگیر

 

گفتند زائران تو دنبال حاجتند

پس حاجت  پر از شرررم را زمن نگیر

 

می گفت قاطری شده اسبی کنار چاه

این گونه راحتم تو خرم را زمن نگیر

 

بیکارم عاشقم که  برای تو آمدم

شغل دگر نده سفرم را زمن  نگیر

 

چیزی نخو استیم و تو دادی سعادتی

پس گریه های  بی اثرم را من نگیر

 

شکر خدا که نعمت بی حد به بنده داد

اما تو عشق در به درم را زمن نگیر

 

نشناختم اگر چه شها چاه  جمکران

این کاف و شین شعله ورم را زمن نگیر

 

  74ردپا

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

 

خوبی برای قرب خدا از صفای توست

زیرا که خوبی از گل روی خدای توست

 

قرب خدا که طی مسافت نبود و نیست

این ابتدا ز خوبی بی انتهای توست

 

نامهربان بسی متنفر از این خداست

رحمن رحیم حیّ رئوف آشنای توست

 

هر کس برای قرب به شیطان تلاش کرد

ضد وجود نیک گل لحظه های توست

 

قرب خدا به معنی مثل خدا شدن

رحمن شدن رئوف شدن ابتلای توست

 

اصلا مگر بهشت و جهنم برای چیست

عادت اگر به خیر کنی ابتدای توست

 

حتی اگر به قصد دگر نیکویی کنی

بعدا وجود عادت ذاتی صفای توست

 

بیگانه میشوی  به بد اخلاقی و فساد

چون نی وصال مهر نیستان نوای توست

 

همدرد خلق خالق رحمن از عشق او

گردی، اگر رضای خدا را رضای توست

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت شنبه چهارم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

به ساقه های شقایق دگر تبر نزنیم

به پای لاله عاشق تبر دگر نزنیم

 

یقین که ما گل خورشید را نمی خواهیم

اگر به داغ غریب سپیده سر نزنیم

 

ز روزنامه ما مشتری شود خشنود

اگر خطوط سیاهی از این خبر نزنیم

 

بود خطای بزرگی در این خطوط خطیر

چو با سلاح قلم بر دل خطر نزنیم

 

خبر نمی شود از آتشی نهانی داد

اگر به آتش یک شمع شعله ور نزنیم

 

دگر به ساحل دریا نمی شود آسود

اگر  شبانه به آن رود دربدر نزنیم

 

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت جمعه سوم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

انگشتان مرگ را شمرده ای

اینک حلقوم شاعری را گرفته

 و منتظر است تا آن لحظه ناگزیر

تمام آب یک خوشه نارس را بفشارد

(کافشین)

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

 

من آس و پاسو ول کن من ناشناسو ول کن

تو با اون کلاس فیلمت من بی کلاسو  ول کن

 

 

مادرت دیگه غریبه اس این همه آدم مشهور

حرف نزن باشه قبوله بارفیقا درددل کن

 

 

من میرم خونه پیرا دکور خونه ات قشنگ شه

شب و روز بشقابه زردو به اروپا متصل کن

 

تو که پیر نمی شی مادر شب و روز خونه عوض کن

برو فکر باغ بهتر تو یه جایه معتدل کن

 

ولی اون روز که بریدی کم کمک موهات سفید شد

بی خیال فصل پیری رنگشون با واکس و ژل کن

 

پسرم رسم زمونه اس همه جا به این نشونه است

تو رو هم می برن اونجا دلتو یه کم خجل کن

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

جهانه فخردور همواره زهرا

زمانه دردینه دور چاره زهرا

 

ازل دن ایندیه عالمه اصلی 

مبارز ضد استکباره زهرا

 

برادر ننگ دور عرفان غربی

بصیر استاد استبصاره زهرا


بقیه مطلب را اینجا بخوانید
+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

گر مطیع عقــل مطلــق گشته ای

در جهان بینا و بر حق گشته ای

 

فکرت از نور خدایی روشن است

بی ولایت عقل گیج و کودن است     

 

انتهـــــــای راه او تاریــک و تـار

هی خطـا هی آزمـــایش هی فرار

 

بی ولا یا مرتجع یا مد گراست

طالبان یا مانکنی در کوچه هاست

 

بی ولایت فرد روشـن فکر نیست

بنده شیطان کلامـــش بکر نیست

 

از اپیکور هزاران ســــــــال پیش

کوره راهی ساخته در حال خویش

 

از کشیشی چون فروید آموخته

آنچه او انکـــار کــرده دوخــتـه

 

اشتبــاه عــــالمــان را کرده جمع

نیست روشن  فکرِاو در حد شمع

 

چون پز تی شرت دانکی می دهد

بند خود را دست یانکی می دهد

 

هیپنوتیزم جلوه های ویژه شد

می کند سرکوب هر دم عقل خود

 

بچگی حفظش اگر هم بوده بیست

نامسلمان شد ، شروع کودنیست

 

صبر اگر در جان نداری کودنی

دائما از راه بیــــــرون می زنی

 

نیست بین عشق و عقل و علم و دین

اختلافی در مســــیــــر مســــلمیــــن

 

مهربانی جز در این دین نابجاست

مهربانی مـــال درگاه خــداســــت

 

گــــــر چه دین رحمة للعــالمیـــن

بی ولایت قاتلان را گشته دین

 

بی خدا دنیـا جهنـــم دره شد

تا ظهور کامل خورشید خود

 

 


+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

 

یادت تمام قافیه ها را به باد داد

دار وندار قافیه آرا به باد داد


 

زیبایی نسیم دل انگیز کوی دوست

باران نزد ولی دل ما را به باد داد


 

با قاصدی که مژده وصلش به ما رساند

خود کیمیای خاک شفا را به باد داد


 

آن نازنین که صد پر از اعجاز غنچه داشت
با دست خود کتاب دعا را به باد داد

 

عالم نصیب باد شد آنشب که یار ما

موی سیاه مشک فزا را به باد داد

 

 

 


هر بزرگواري كه بخواد شعرهاي اين وبلاگو توی وبلاگ یا سایتش بذاره مطمئن باشه كه بنده كاملا راضي هستم

البته لطفا با درج اين لينك و باز آخرين غزل

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 

تردید دارم مرده ام یا زنده ام من /      / گویا که دورم خسته ام بازنده ام من

 

سوهان روح من شده دنیا پرستی /     / دور از تبسم بی خیال خنده ام من

 

عمری تلف شد در خیال خودنمایی /    / از خود همیشه دائما شرمنده ام من

 

در سی نمای چهره مرداب مردیم/      / تو خسته ای گم گشته او پر کنده ام من

 

در جام چشمانم بریز ای جان چشمم / / نوشیدنت را طالبم تا  بنده ام من

 

ای کاش چون خون در رگم می ریخت جامت /   / خورشید می نوشم دگر تابنده ام من

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

سلام علیکم

=====================
نمی دانم چه چیزی انقلابیون سابقون و تندرو را تبدیل به محافظه کاران پرسر و صدا و زمینگیر می کند
نمی فهمم اینهمه فتنه اینهمه سر وصدا آیا سکوی پرتاب بشر است به روزهای سکوت سبز و پر نفس اردوی بهشت یا مقدمه سقوط اوست در دره خیالات و اوهام و روزمره گی ها
نمی دانم نفس مسیحایی موعود کی خواهد وزید تا رستاخیز این قبرستان نشینان روزمره گی ها باشد
نمی دانم اکنون که این لجنزار عفن زندگی ما را هم در کام کشیده است این دست و پا زدن ها اگر به مرگ ختم شود شهادت است یا نکبت
اما می دانم باید صبور بود و دست و پا زد و چرا دست و پا باید رقصید رقصی که در ابتدا انسان عمود بر زمین می ایستد و در میانه خم میشود و در انتها از زر به خاک می رود و از خاک برمی خیزد و باز به خاک می رود و از خاک برمی خیزد
و این بار عمود می ایستد و دست می گشاید و دست افشان می کند و باز می رقصد چه لرزه آهنگ عشق را جز با رقص نمی توان تسکین داد

 

وبلاگ نادر طالبزاده


+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

 

بازیچه زبان شد ،عرفان و دانش و دین

اسرار عارفان شد آواز های نسرین

 

رازی که بود پنهان در نزد عشق بازان

با طبل و ساز می گفت استاد طبل سازان

 

علم بدون تهذیب ام المصائب ماست

از زاهدان ناپاک هر گوشه جنگ و دعواست

 

وقتی طبیب می گفت سیگار مرگ خاموش

می رفت و دود می کرد در کنج لانه ی موش

 

می گفت شیخ جنت در نزد ما حقیر است

یک روز  دیده می شد در مرز باغ گیر است

 

در گردنه به تک چرخ از مرگ یار می گفت

گویا که بی خبر بود مانند یار می خفت

در معده حقیری حوضی گلاب ریزند

باید به دستشویی با صد عذاب ریزند

در کاسه پر از گل دریا نگشت داخل

باید که کرد کاسه مخلوط خاک ساحل

 


نشر اشعار این وبلاگ با درج این لینک و باز آخرین غزل مورد رضایت شاعر و منتی بزرگ برماست

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 

سلام

اگر خدا بخواهد و کمی حال درست و حسابی دست بدهد باز هم با اشعار جدید تری خدمت شما سروران خواهم رسید

دیگر غزل تری ندارم

فریاد رساتری ندارم

مردم ز هوای بسته نفس

بیرون ز قفس پری ندارم

 

سال نوتان پر برکت و خدایی باد

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 

  سلام

سال نوتان پر برکت و خدایی باد

-               این ربیع الانام و نظرة الایام

 عیدتون مبارک عمرتون پر برکت و عاقبتتون به خیر

دوستان من اگه خدا بطلبه انشاء الله از فردا تا دهم همراه کاروان راهیان نوریم دعا کنید همه ما توی این سفرها توشه دو دنیا مونو ببندیم که همانا هیچ توشه ای بالاتر از لطف خدا و عشق و امیدی که به رگهای مرده ما تزریق خواهد شد نیست

------------------------        بهار آمد ولی گلها فدایت

-------------------         بهار ما بهار ما کجایی

 

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 


دل به دریا زده دریا امشب

موج خيز است خدایا امشب

 

دل تماما به تماشا داده

در تماشا شده پایا امشب

 

و سحر سرزده خواهد آمد

این چنین است قضایا امشب

 

حرفهای زدنی بسیار است

مانده ام گرچه در این ی امشب

 

گر بیاید همه را خواهد گفت

یا کمی بعد سحر یا امشب

 

آیه یوسف و چاه و سر ماه

باز هم میشود آیا امشب

 

کافشین باز دعا کن که شود

باز شر از سر دنیا امشب 

 

درج اشعار این وبلاگ با درج لینک وباز آخرین غزل برای همه دوستان مورد رضایت بنده می باشد

خدا نگهدار

+ سلام بر شما كاربر عزيزحضور شما مايه دلگرمي خدمتگذارتان در اين سايت مي باشد حضور خود را با ردپايي زيبا و متين كه از خود بجا مي گذاريد در اينجا ثبت كنيد با تشكر از همراهيتان (كريم «وحيد» شاهزاده رحيمي تيمورلويي - كافشين -) ارائه شده به موقعیت دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین)  | 

 

در واكنش به كشتار مردم بي دفاع غزه

سلام

برادران مهمان نواز و عرب توجه فرمائيد

(الامراء الاعزا العربي في كل موطن و موقف علي التخصيص الامير عبدالله بن سعود و امير الافضل مبارك هذه هديتنا الرخيصه نقدم)

برادران هخامنشي و وطن پرست آريايي اصيل عزيز توجه فرمائيد

(ادم دهيونام وزرگ خشايشيه هيديكيه)

عزيزان پا