بسم الله الرّحمن الرّحیم
شعر
ترکی مدح و مرثیه معصومین شعر
سیاسی نسل نو
غزل اشعار
بزرگان مباحث ادبی
بر قوم هزار دف شرف دارد بید
در رقص و جنون خود هدف دارد بید
سر خم نکند به هر صدائی که رسد
صد ساحل راز با علف دارد بید
در اشک این تمساح ها غرقند یک دنیا دلا
حق خران را اژدها خواهد ستاند از ما دلا
البته منظور از خران همان ارازل و وباش بیچاره ای هستند که به دست فته انگلیسی و به قول آن شاعر در دوربین اسلحه های خبرگزاری ها کشته شدند
قرن پانزده وارد ربع دوم خود شده است و هر روز که می گذرد با حوادث خود دهان خلایق را بازتر می کند پر حادثه ترین قرن تاریخ بشریت به نحوی پیش می تازد که گویا تا کنون جز سالهائی معدود چیزی جز رکود در تاریخ ثبت نشده
اینجا تمام حقیقت های بی خدشه و خمارهای اسطوره گون صف کشیده اند
تمام خرافات و آفات به جنگ تمامی آیات و کرامات آمده انده
شیطان از ترس صیحه می کشد و جبرئیل از شوق
در کرانه ای کهکشانهائی پرفروغ به قعر سیاه چاله ها می روند و در کرانه ای خمارزدگانی در صف پیاله ها و ناله ها
شیاطین دیگر شب و روز ندارند هر دقیقه دسیسه ای و هر ساعت ریسه ای
و در این میان تو
تو را می گویم
کاش می دانستم کجای غفلت آباد ما قدم می زنی
خدا نگهدارت گل نرگس
حدس می زنم این شعر که مربوط به قرون اول اسلامی در ایران است و مربوط به زمانی می شود که هنوز نعل وارونه عرفان !! را بر قلب و کلام انسان نزده بودند برآیند فطرت پاک یک انسان است که در آن میشود به لطف حق ارتباط با او را تجربه کرد
زمانی که هنوز بازار شطح و طامات و حرف های قرو قاطی و بی سر و ته گرم نشده و به نام عرفان ریشه توحید و به نام اهل بیت ریشه ولایت اولیاء خدا و معصومین را نمی زنند
البته در میان شاعران متأخر نیز باید بزرگانی چون حافظ را استثناء دانست اما مجموعا هیچ شعر فارسی را متین تر و سخته تر از مناجات ( ای همه هستی ز تو پیدا شده ) نظامی یا مناجات ملکا ذکر تو گویم سنائی نمی یابم ..........
:
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدائی
شاعر : حکیم آدم سنائی
خواننده : حسام الدین سراج
Click here to start download..
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
همه درگاه تو جویند همه از فضل تو پویند
همه توحید تو گویند که به توحید سزایی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی
بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نیایی
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و صفایی
از زمان تأسيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي واژه هاي بسياري به جاي مشابه انگليسي يا عربي اش پيشنهاد شده است مثلا به جاي هلي كوپتر بگوييم چرخ بال يا بالگرد و يا مثلا به جاي استفاده بگوييم بهره گيري و ...
البته با وجود اين كه فرهنگستان انتساب بسياري از اين واژه ها را به خود نمي پذيرد هنوز خيل اين گونه واژه ها روز به روز بيشتر ميشود و تقريبا هيچ مرجع صلاحيت داري كنترل ورود اين واژه ها را به دست ندارد
به قسمتي از اين واژه ها دقت كنيد
ميدان مسابقه : آوردگاه – حريف : هم آورد – كامنت : نظر و...
ناتواني اين واژه ها در حصر و دلالت معني:
اگر به زعم نمايندگي مشت براي خروار سراغ واژهاي مذكور در بند فوق برويم مي بينيم كه موازي يا متضاد بودن با يك ما به ازاي ديگر يا ضعف در دلالت معني از مشخصه هاي اصلي اين واژه ها است
مثلا آنچه مصطح و رايج است استفاده از كلمه حريف در ازاي كسي كه با شما مسابقه مي دهد است در حالي كه اين مسايقات قاعدتا هيچ گاه خصمانه نيستند استفاده از واژه باستاني آورد «به معني رزم» براي آنها توصيه شده است مضاف بر وجود انگيزه هاي صهيونيستي و تفرقه انداز كه براي اين گونه اقدامات دور از ذهن نيست بعضا انگيزه هاي تخريبي صهيونيستي ديگري هم بالاي سر اين كار ديده ميشود و آن به استيصال كشاندن زبان فارسي است
به خوبي مي دانيم كه زبان فارسي بعد از حدود 200 سال تسط كامل زبان عربي دوباره در سبك خراساني سر برآورد و به طرزي برتر از همه ادوار زبانشناسي خود خود نمايي كرد و اين دقيقا بعد از حدود دويست سال حاكميت مطلق زبان عربي در ايران به وقوع پيوست ،در حالي كه بيشتر واژگان فارسي عربي شده بود البته نسبت دادن اين مسأله به فردوسي سخن سنجيده اي نيست زيرا كه اين سره گويي تقريبا غير عمدي فارسي حدود صد سال قبل توسط شاعران معروف ديگري آغاز شده بود
پس ناگفته پيداست كه مشكل اصلي زبان فارسي نه ورود واژه هاي غير بومي بلكه استفاده از واژه هاي نوظهور غلط و به قهقرا رفتن زبان محاوره اي و فرهنگستاني ماست
در پايان از شما دعوت مي كنم از واژهاي قسمت بدون شرح اين مقاله بازديد كنيد:
آپيدم – آپم – عشقولانه است – با فرهنگ –
و يا پايگاه اينترنتيپارسي را پاس بداريم كه نصف نوشته هايش انگليسي است كه مي فرمايد به جای انتقاد کردن بگو خرده گیری - خرده گرفتن!؟
در حالي كه كاملا غلط است چون خرده گرفتن در كاربرد قدما به معني عيب گرفتن استفاده شده در حالي كه انتقاد يعني خوبي و بدي اثر يا فردي را به قصد برطرف كردن معايب نشان دادن
و يا همان پايگاه اينترنتي عبارت هماورد را به جاي حريف پيشنهاد مي كند كه تعجب آور است كه قبلا تشريح شد
البته بايد به خاطر داشت اكثر معايب زباني ما به خاطر كلاس گذاشتن هاي همين آقايان است مثلا در وبلاگ سابق الذكر كه از دوستان ماست نوشته شده فعلا نمي توانم آپ كنم!!! مرا ببخشيد و لابد بايد در اين قسمت پرتقال فروش را پيدا بكنيم و مطلوب است محاسبه خيلي چيزاي ديگه
در واكنش به كشتار مردم بي دفاع غزه
سلام
برادران مهمان نواز و عرب توجه فرمائيد
(الامراء الاعزا العربي في كل موطن و موقف علي التخصيص الامير عبدالله بن سعود و امير الافضل مبارك هذه هديتنا الرخيصه نقدم)
برادران هخامنشي و وطن پرست آريايي اصيل عزيز توجه فرمائيد
(ادم دهيونام وزرگ خشايشيه هيديكيه)
عزيزان پان تركيست و درگير در مناقشه قره باغ در سال 1991 ميلادي توجه فرمائيد
(بوتون بويوك قولوو ميلي تورك ايستكلي آركاداشلاريميز عينايت قلسينلار)
تمامي مصرف كننده گان و فروشندگان بيدار و هشيار گوشي هاي نوكيا و موتورالا
تمامي نوشندگان و فروشندگان هشيار و بيدار پپسي كولا و كوكا كولا
توجه فرمائيد
تمامي زنان آزاديخواه و مبارز در كشورهاي اسلامي توجه فرمائيد
در پي مجاهدت هاي خستگي ناپذير و بي وقفه و دليرانه شبانه روزي شما دولت فخيمه و جهان شمول شما به موفقيتهاي چشمگيري در امر مبارزه با تروريسم در غزه دست يافت
امروزه تمدن ما در غزه دروازه هاي چشگير تمدن را يكي پس از ديگري به روي بشر مي گشايد
تأسيس نسل سوم موقعيتهاي كشتار و دموكراسي رادر غزه به شما تبريك ميگوييم
اين چه مي بينيد سرويس پك 3 دموكراسي آمريكايي است
اين فقط قسمت كوچكي از الطاف دولت فخيمه تمدن ساز و بي بديل ايالات متحده است
دولت اسرائيل در ادامه اقدامات بشر دوستانه و حقوق بشري خود براي مبارزه با تروريسم است كه هزار تا بچه فلسطيني رو كشته و چند ده تا نوزاد ناقابل به خاك و خون كشيده
دولت اسرائل آمادگي دارد تا ليسانس محصولات دموكراتيك خود را به همه كشورهاي اسلامي و عربي ارائه كند
امروزه خفه خون گرفتن شما بزرگترين خدمتيه كه ميتونيد به بشريت بكنيد
دموكراسي چه قـــدَر ناز و خوب و زيبا بود
به خط بوش و شارون قسمت شماها بود
در باره خودم
یک معرفی بچگانه
من کاف شین یا کریم شاهزاده رحیمی تیمورلویی هستم اما شما به دلایلی می تونید منو (وحید رحیمی ) صدا بزنید
یکی این که اولش اسمم وحید بود بعدها به خاطر خواسته پدر پدرم شد کریم به همین سادگی
شاهزاده اش هم بهم نمی آد نه ارث سلطنت دارم نه شجره نامه سیادت
مهر خوبان ![]()
- آره بابا کی داده کی گرفته شما بزن هزار تا بزار ما هم تو فامیل سربلند بشیم ، بعد هم ما افتخار میکنیم که مهر دخترمون چنین و چنان هم شما افتخار میکنی که عروست گرون قیمته ؟!!! آره جون خودتون کسی هم نمیفهمه این آقا داماد که یه پیکان قراضه نداره از کجا می آره دویست ملیون مهر دخترت کنه
- بعد حتما شما هم خودتو گول نمی زنی که پس فردا حرفشون شد پشت پای دخترت نشینی بگی این مهریه حقته میریم دادگاه از حلقومش میکشم بیرون ؟!! مرتیکه عقیم برا من قیافه هم می گیره !
---------------------------------------------------------------------------
یکی از وحشتناکترین اموری که امروزه در جامعه خیالات محور ما رقم خورده ازدواج است
و اکنون این شما و این هم لیستی از واجبات و مستحبات – و محرمات و مبطلات ازدواج از نظر عرف مقدس
واجبات :
- وجود عشق سینمایی اولیه
- مهریه سنگین و فوق سنگین به نحوی که اگر داماد 20 بار کلا به حراج گذاشته شود از پس آن برنیاید
- خرید به میزان دیه عروس و داماد فوق الذکر
- پخش موسیقی های اجق وجق در طی مراسم با صدای بلند تا کر بشود هر که ناخواست شنید
- رقص و تعارف نجاسات در این بین به بعضی از مهمانان و یا حتی همه آنها
مستحبات
- بنده را از شرح این قسمت معذور بفرمایید
مکروهات
- رعایت حال کسانی که پولشان کمی یا خیلی زیاد از ما کمتر است و بعد از ما میخواهند ازدواج کنند
- رعایت حال متدینین و مسلمین به هر نحوی از انحی
محرمات و مبطلات
- قناعت به رضایت طرفین (دختر و پسر) بدون مشاهده یکدیگر در پارک - دانشگاه – مهمانی و ...(عاشق شدن؟!) و پیش قدم شدن بزرگترها
- 14 سکه به یاد چهارده معصوم
- جهیزیه ای در حد درآمد یک سال پدر عروس یا پائین تر
- پخش نشدن موسیقی به طور مطلق و قناعت به پخش میوه و گلباران و شیرنی و صرف شام و دست افشانی در مجلس زنانه و ...
- از قلم افتادن اشتباهی یکی از بستگان و یا آشنایان دور یکی از طرفین
- دعوت اشتباهی از یکی از بستگانی که سابق با هم شکرآب میل فرموده اید (صله رحم)
- باز کردن رساله عملیه برای اطلاع از واجبات و محرمات و مبطلات شرعیه این امر
- باز کردن مفاتیح الجنان برای اطلاع از ادعیه و مناجات ها و اعمال زیبایی که میشود انجام داد
- آره بابا كي داده كي گرفته شما بزن هزار تا بزار ما هم تو فاميل سربلند بشيم ، بعد هم ما افتخار ميكنيم كه مهر دخترمون چنين و چنان هم شما افتخار ميكني كه عروست گرون قيمته ؟!!! آره جون خودتون كسي هم نميفهمه اين آقا داماد كه يه پيكان قراضه نداره از كجا مي آره دويست مليون مهر دخترت كنه
- بعد حتما شما هم خودتو گول نمي زني كه پس فردا حرفشون شد پشت پاي دخترت نشيني بگي اين مهريه حقته ميريم دادگاه از حلقومش ميكشم بيرون ؟!! مرتيكه عقيم برا من قيافه هم مي گيره !
--------------------------------------------------------------------------------------------------
يكي از وحشتناكترين اموري كه امروزه در جامعه خيالات محور ما رقم خورده ازدواج است
و اكنون اين شما و اين هم ليستي از واجبات و مستحبات – و محرمات و مبطلات ازدواج از نظر عرف مقدس
واجبات : - وجود عشق سينمايي اوليه- مهريه سنگين و فوق سنگين به نحوي كه اگر داماد 20 بار كلا به حراج گذاشته شود از پس آن برنيايد- خريد به ميزان ديه عروس و داماد فوق الذكر- پخش موسيقي هاي اجق وجق در طي مراسم با صداي بلند تا كر بشود هر كه ناخواست شنيد- رقص و تعارف نجاسات در اين بين به بعضي از مهمانان و يا حتي همه آنهامستحبات - بنده را از شرح اين قسمت معذور بفرماييد
مكروهات- رعايت حال كساني كه پولشان كمي يا خيلي زياد از ما كمتر است و بعد از ما ميخواهند ازدواج كنند- رعايت حال متدينين و مسلمين به هر نحوي از انحي
محرمات و مبطلات - قناعت به رضايت طرفين (دختر و پسر) بدون مشاهده يكديگر در پارك - دانشگاه – مهماني و ...(عاشق شدن؟!) و پيش قدم شدن بزرگترها- 14 سكه به ياد چهارده معصوم - جهيزيه اي در حد درآمد يك سال پدر عروس يا پائين تر- پخش نشدن موسيقي به طور مطلق و قناعت به پخش ميوه و گلباران و شيرني و صرف شام و دست افشاني در مجلس زنانه و ...
- از قلم افتادن اشتباهي يكي از بستگان و يا آشنايان دور يكي از طرفين - دعوت اشتباهي از يكي از بستگاني كه سابق با هم شكرآب ميل فرموده ايد (صله رحم)- باز كردن رساله عمليه براي اطلاع از واجبات و محرمات و مبطلات شرعيه اين امر- باز كردن مفاتيح الجنان براي اطلاع از ادعيه و مناجات ها و اعمال زيبايي كه ميشود انجام داد
قزوین
بازم سلام
(كدوم دانشگاه؟ .... تهران؟ كرج؟ يا ( زبونم لال ) قزوين؟!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟)
اینو از وبلاگ یکی از رفقای آدم حسابی برداشتم که کلی ادعاش هم میشه حالا شما پیدا کنید زرشک فروش را
حالا آدمای ناحسابی چی میگن خدا میدونه
خدا میدونه فردای قیامت چه جوابی داریم بدیم ؟ همین طور را به را قزوینیه ؟؟ – قزوین ؟؟ – یه روز یه قزوینی !!؟ ....
مگه شهید رجایی قزوینی نبود؟ شما رئیس جمهورت خیلی آدم حسابی بشه بهش میگی رجایی
آره جونم همه جا همه جور آدمیزادی پیدا میشه ولی اگه راس راسی اینطوری بود که بعضی نامسلمونا براش جک ساختند خدا سی سال پیش همش میزد مواظب باش رفیق اگه از دست کسی در بره یهو یه همچی جکایی تعریف کنه حق الناس یه شهر به اون بزرگی گردنش میاد که جز خدای جبار کسی نمیتونه جبرانش کنه اونم اگه بخواد
حالا شما بشین جک تعریف کن رشتیه داشت دروغ میگفت!؟؟ مگه خیلی از آدم حسابی هایی که من و شما باس جلوشون لنگ بندازیم رشتی نیستن بعد بشین بخند هه هه هه ، فکر کردی همین طوری الکی مردم شب میخوابن صبح چهار تا جک دیگه درست میشه نه جونم شیطونا برا همه اینا برنامه دارن کلی پول بالاش میدن هم تفرقه درست میشه هم کسایی که گوش میکنن اهل معصیت میشن و قبح بعضی کارها می ریزه و براشون یواش یواش عادی میشه اون وقت اون چیزایی که دست ایناس مثل زندگی سکسی مطالبه میشه و اینا بیشتر آقا بالاسر میشن حالا شما جکتو تعریف بکن بفرما بزن
قربون شما ترکه
مجموعا 27سطر با فاصله ها و ...
به قول خودمان :
«در زمان ما - اون قديم قديما -لازم نبود كسي خودش رو خسته كنه و بگه :خواب ديدي خير باشه بلكه كافي بود مثلا به طرف بگه : رفتي دانشگاه ديگه؟! تا دوريالي از جيب مباركش سقوط كند»
كلمه دانشگاه يا به قول فرنگي ها «يونيور سيتي » در روزگاران قديم هميشه در كنار بار معنايي مثبتي كه داشته در همراهي لفظ پر طمطراق دانشجو عوام الناس را به ياد شهر علم و جستجوي علم انداخته و اين دانشگاه همان جايي است كه امروزه قرار است در كشور ما 90% داوطلبين وارد آن بشوند
بنده صرف نظر از اين كه با استعدادي سرشار «البته به علت تنبلي و...»7سال از عمر شريفم را براي اخذ مدرك ليسانس ادبيات فارسي در چنين مكاني گذرانده ام شايد با دقتي بيشتر از شاگرد اول ها كتابها را خوانده ام و در كتابهاي درسي با موارد بسيار جالبي مواجه شده ام :
«يكي اين كه مثلا كتاب تاريخ ادبيات ما «پيام نور» را كه از آثار باستاني و مربوط به كاتبان مطبع ارامنه جلفاي اصفهان كه تحت ليسانس دولت عِليّهِ «اِليّه!؟» بريتانياي كبير بوده (حافظ را جبرگرا و سني معرفي نموده است ) بله همان حافظي كه ميفرمود:
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم
يا:
چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ و فلك»
وموردي ديگر:
در صفحه 52 كتاب انواع ادبي آمده بود معشوق شعر عرفاني همان معشوق پيشرفته شعر غنايي است كه ديگر بارش دين و دانش را ميتوان به وضوح در چنين كتابهايي ديد
و يا موردي ديگر اين كه ما كتابي به نام مباني عرفان و تصوف!!؟؟ داشتيم كه در آن همان طور كه از اسمش پيداست عرفان و تصوف را يك چيز پنداشته و به شرح (احوال عارفين «شما بخوانيد متصوفه» البته به غير از عارفان واقعي «ائمه » و امثال حافظ) پرداخته
پايان قسمت اول شانزدهمين روز آبانماه86 - 27 شوال، 1428چهارشنبه